پیشاپیش از همه ی دوستان که هرزنوشته های یک آدم همیشه خواب را می خوانند سپاسگزار و به جهت هرزدهنی هایم پوزش می طلبم. چنانچه خوابگرد را می پسندید به دیگران نیز توصیه کنید.

شنبه، تیر ۸

مصر و مرسی /

یادش به خیر، دو سه سال پیش که محمدالبرادعی به عنوان/ میرحسین مصر/ شروع کرد به گفتن اینکه تو انتخابات مصر تقلب شده، اینجا مطالب خوبی نوشته بودم که وقتی می خونم خودم لذت می برم. بماند که نتیجه این شد که مبارک !تبدیل به میمون نامبارک شد و بعدشم انتخابات مجددد برگزار شد و /مستر مرسی/ شد رییس جمهور! حالا بماند با شانتاژ بعضیا سوار خر شد یا نه راس راستکی خودش همین جوری/خودجوش/ رییس جمهمور شد اما بالاخره شد. 
چیزی که همون روزا ذهن منو به خودش مشغول کرده بود این بود که/ این ملت ببوی مصر/ یعنی نمی فهمن این بابا بعد از یه مدت تبدیل می شه به /نیو مبارک/ و دوباره دیکتاتوری رو راه می ندازه تو مصر؟
حالا بعد از یه سال مصریا که می بینن یه کلاه رفته سرشون تا گردن راه افتادن تو خیابون شعار و زد و خورد و این حرفاٰ /مستر مرسی/ هم گویا تو یه سالگی ریاست ش قول داده اشتباهات ش رو جبران کنه، از من نشنیده بگیرن! چرا؟ خب به ما چه که تو مصر چه اتفاقی می افته ؛ اما این خط  و این هم نشون، مصر تا وقتی مرسی رییس جمهور باشه همین اوضاع رو داره می گین نه؟ خاک بریزین رو شست ام....
گنگ از خواب پریده

پنجشنبه، تیر ۶

آقا فری اومد

به کوری چشم استکبار جهانی و به میمنت انتخاب دکتر!! حسن روحانی که قبلا اسم ش فریدون بوده، حالا همینجوری صوب تا شب طلا و دلار داره می یاد پایین! حالا تا کجا می خواد بیاد پایین معلوم نیس، ولی خب همینجوری بی خود و بی جهت داره می یاد پایین! اصلا و ابدا معلوم نیس که این بازی رو درآورده بودن که وقتی مش محمود(اون قدیما بود که می گفتیم دکتر/داره پست ش رو تحویل می ده )خواس بره مردم بگن:
 دیدین! رییس جمهور جدید کلید میلید داره، باهاش همه ی قلفا رو(همون قفلا/زبونم بهتر نمی چرخه) وا می کنه.
 حالا البته کار ما راحت تر شده! می گیریم یه بند صوب تا شب می خوابیم؛ دیگه م لازم نیس هی تو خواب راه بریم و بعد بیاییم خوابامونو بنیویسیم.
البته موندیم ببینیم اصَن این محمود  دل ش می یاد از اسب بیاد پایین؟ تازگیا رفیق ش رو دارن می گیرن، فک کنم دفه ی بعد که از خواب پاشم بخوام گزارش بنویسم اینجا، دیگه هم رحیم رو گرفته باشن و هم محمود در به در شده باشه؛ اما نمی دونم جواب این همه گُه کاری این دو تا رو که البته تنها نبودن رو که می خواد بده؟
گنگ خوابدیده

دوشنبه، فروردین ۲۶

مسابقه پرتاب موشک کاغذی و اون حرفا

راستش گیر دادن از نوع جدید تو مرام ما نیست؛ اما انگار بعضی از این دوستان برنامه ریز نمی خوان ماجرا رو تو این روزای آخر عمر دولت دکتر !! به خیر و خوشی خاتمه بدن.
قبلنا
 یادم می آد وقتی کلاس سوم راهنمایی بودیم ما رو زوری بردن به اردوی آموزشی تفریحی، نظامی، درسی و... توی اطراف کرج!! شب پیش از خواب، اومدن گفتن شما، شما، شما و شما امشب تا صبح نگهبان هستین و باید توی محوطه ی اطراف ساختمان(کاخ هوشنگ انصاری در مهرشهر) نگهبانی بدین، مام تو عالم نوجوونی و سر پر شور  و جوزدگی و این حرفا فک می کردیم الانه یه ژ3 می دن دست مون تا باهاش برا بچه محلا مون پز بدیم، وقتی نصفه شب بیدارمون کردن بریم سر پست دیدیم نگهبان قبلی یه چماق که از قد خودمونم بلند تر بود تحویل ما داد و گفت: بیا اینو بگیر اگه یه وقت سگی، شغالی ، چیزی بهت حمله کرد بتونی از خودت دفاع کنی، ما که هاج و واج مونده بودیم خلاصه دو سه ساعتی با همون سلاح سرد سر کردیم تا نوبت نگهبان بعدی بشه، می خوام بگم که چنین برنامه ریز هایی داشتیم اون وقتا ما...
فعلنا
حالا بعد از 30 سال خبردار شدیم مسئولین اموزش و پرورش یکی از استانای کشور(نمی دونم شاید همه جا همین کارو کرده باشن) دست به یه ابتکار خلاقانه زدن و اومدن به ظاهر در سالروز هسته یی شدن کشور!! بچه مدرسه یی ها رو بردن «مسابقه موشک کاغذی پرونی»، عنوان رو داشتین؟؟، التفات فرمودین؟؟، مسابقه موشک کاغذی پرونی!! آدم یاد پیتزا پپرونی می افته با اون طعم و مزه ی تندش، البته این نوع مسابقه همینجوری شم تند و تیز هست، یکی نیست بگه بابا آقای وزیر، آقای مدیرکل، آقای رییس آموزش و پرورش همون شهرستان، به جای
برگزاری این نو «پروپاگاندا» لطف کنین معوقات همون معلمینی رو که زوری بردین بالا سر این بچه ها تا مسابقه بدن رو بدین تا بندگان خدا مجبور نباشن این ماه رو به ماه بعد وصله پینه کنن و جیب شون رو با سوزن نخ بدوزن...
بعدنا
من موندم بعدنا که این حضرات تشریف شون رو ببرن این بچه ها که عادت کردن«مثل» همه چی رو داشته باشن به جای موشک هوا کردن باید با چه پدیده ی دیگه یی بازی کنن؟؟
من نوشت: اون قدیما با چماق می تونستیم حداقل از جون مون دفاع کنیم، با این موشکا حتا نمی شه بینی مون رو تمیز کنیم!!
خوابگرد فداتون

چهارشنبه، اسفند ۲۳

زنده باد بهار..


 
این روزا بسیار از دوستان گیر داده اند که دکتر چه چیزی در  استاد مشایی دیده  که این طور واژه های بسیار بسیار بسیار بزرگ نثار مغز ایشون می کنه؟ جهت اطلاع رفقای سابق عرض می کنم لابد یه چیزی دیده  که این جوری نثار!! می کنن دیگه، مگه ندیدین و نشنیدین که دکتر احمدی نژاد فرمودن: 27 سال است افتخار آشنایی با ایشان را پیدا کرده ام و...
خب، توی 27 سال می شه خیلی چیزا را دید! مثلا می شه گفت: اون وختا گاهی اوقات محمود می رفته حوالی رامسر، خونه ی  رحیم اینا ! اون وقت دو تایی می زدن به جنگل و ساعتها خوش بودن با هم، می شه سبزی رو دید، برگا رو دید، می شه حتا ستاره ها رو شمرد، می شه گِل بازی کرد، اصلن می شه بها رو دید! آهان شاید واسه همینه که هی می گن زنده باد بهار، زنده باد بهار! آخه به کسی چه ربطی داره منظورشون چیه؟!
یا شایدم چون پسرو دختر اینا با هم تو یه خونه زندگی می کنن این جوری با هم شیلنگ تخته می ندازن، کسی چه می دونه خب! والله هر چی! اصلا این بهار چیز بدی نیست، تازه خوب هم هست، می شه تو بهار انتخابات برگزار کرد، یه عده رو به هوای  اینکه مش رحیم تبدیل به اپوزیسیون شده کشید پای صندوق، می شه تنور گرم کرد و نون چسبوند، اصلن خیلی کارا می شه با بهار کرد، می شه قبل از بهار عیدانه داد، بعد یارانه رو کمی دیرتر داد، می شه کاری کرد که ملت پراید رو شیش برابر قیمت بخرن و فک نکنن خرن، می شه کاری کرد هیشکی نفهمه وقتی می گن بهار، در آستانه ی بهار آجیل رو باید سه برابر بهار پارسال خرید، اصلن خیلی کارای دیگه! به من و شما چه مربوط؟!!
خوابگرد

سه‌شنبه، اسفند ۲۲

دل و دماغ


راستش دیگه دل و دماغ نیس، نه که نباشه، حالش نیس! یعنی هس؛ اما از بس زیاده ادم نمی دونه از کدوم بنویسه! از اوضاع پراید بنویسه یا پسته!! مثلا بنویسیم وقتی خاتمی رفت به جمیله شیخی خدا بیامرز جایزه داد، همین آقایون که حالا همه کاره اَن! شلوارش رو پرچم کردن از پاستور تا پسیخان راه رفتن، اما حالا خودشون می رن اون سر دنیا ننه ی «چاوز» رو بغل می کنن و ذکر مصیبت می کنن... آخه این جوری که نمی شه هر وقت دلتون می خواد هر کاری می کنین و اون وقت یه ببویی مثه خاتمی ... ای بابا ما رو چه به سیاست ؟! گفتم که تا دهن وا می کنیم می شیم سیاسی! خواستم فقط به اطلاع برسونم نبود ما دلیلش سوژه ی زیاده و البته میله هایی که دیگه پشتش جا برای هیشکی نیس...
تا بعد - خوابگرد

سه‌شنبه، آذر ۲۸

درد دل با خدا

سلام

اومده بودم اینجا بدون تعارف و رودرواسی دهنمو وا کنم و چشامو ببندم و هر چی می تونم بهت بگم! می خواستم بی رودرواسی  جای هر چی که تو این سالای عمرم دیدم و سپردم به خودت و به قول بعضیا توکل کردم، بهت فوش بدم، تا این دلم آروم شه! می خواستم خیلی چیزا بنویسم اینجا، از بس که دلم پره و نمی تونم دم بزنم؛ اما خوب تو خدایی، مام انگار حتا بنده ت نیستیم، که اگه بودیم اینجوری خون به دلمون نمی کردی. چه هیزم تری بهت فروختیم که اینقد مارو اذیت می کنی؟ کجای کارمون ایراد داره؟ یعنی اندازه ی اون بقالی که امروز می ری ماستو بهت می ده دو هزار تومن، فردا همون ماستو با همون اتیکت بهت می فروشه دو هزار و پونصد تومن هم نیستیم؟ یعنی ما حق زندگی نداریم؟

دلم پره خدا، نمی دونم باید چی بگم و بنویسم فقط بدون داری اذیتم می کنی! 25 سال پیش یه قول و قراری باهات گذاشتم تا الان دست از پا خطا نکردم، یعنی اگه هم کردم  یقین دارم که عمدی نبوده ولی قرار نیست دیگه هر چی گه خورده ونخورده ی منو به روم بیاری و اینجوری عذابم بدی! هست؟ این همه داره دوروبر من جرم و جنایت می شه که خدا نکنه من حتی یه اندازه ی  سرسوزنی از اونا رو مرتکب بشم، که اگه بشم ترجیح می دم بمیرم تا هر چیز دیگه.... بسه دیگه خدا، دفعه ی دیگه شاید نتونم اینجوری آقا باشم و حرف بزنم، نذار اون روز و ببینم یا منو بکش یا اینکه .... خودت می دونی!!

گنگ از خواب پریده!

سه‌شنبه، تیر ۲۷

مام که گوشامون دراز......؟!!


نه اینکه ما گوشامون درازه، این چن وقته هر وقت یه مشکلی پیش میاد؛ حضرات واسه مون یه اختراعی؛ ابداعی، کشفی ، چیزی رو می کنن. مثلن می زنه و امریکا می گه:« ما از تیرماه می خوایم نفت ایران رو تحریم کنیم» اون وقت یه هویی آقا رستم(وزیر نفت) میاد می گه:« ما یه میدون نفتی توی رودسر پیدا کردیم که اینقد نفت توشه»؛ حالا هست یا نیست تو سرت بخوره اولا: «می تونین بهره بردای کنین؟ دوما: حالا گیریم بهره برداری کردین، می تونین بفروشین؟» بعد یه هویی نون گرون می شه؛ دوباره تیلیویزیون ما نشون می ده:« ما کلی کارخونه ی ذوب آهن ساختیم و فلان مقدار صرفه جویی ارزی کردیم»، خوب مبارکه حالا این صرفه جویی ارزی یه جایی باید خودشو نشون بده، پس با این حساب شما نون باید ارزون بشه ولی دوباره می ره می شه خون پدرتون، پس یا دارین دروغ می گین و یا اینکه ما از مرحله پرتیم، دوباره یه اتفاق دیگه مثه پررنگ تر شدن حضور نیروهای امریکایی تو خلیج فارس می افته، اون وقت این دریادار سیاری گل گلاب راه می افته میاد جلوی دوربین می گه:« ما یه زیردریایی ساختیم که تمام قطعات ش رو خودمون ساختیم و داریم می ندازیمش به آب..» حالا اینکه می ندازنش به آب یانه به ما مربوط نیست، ولی این «گه خوری» که همه شو خودمون ساختیم دیگه از اون حرفاست، چون نیم ساعت بعد یکی دیگه میاد می گه:« اینقد درصد از قطعات رو خودمون ساختیم و....» بعد می رسیم به مثلا قیمت مرغ(اروحنافدا) همینکه قیمت مرغ گرون شد به تکاپو افتادن که ما ال ، بل ، جیم بل... حالا حرف از ساخت لکوموتیو برای راه آهنه... خدایی مردیم از این همه خوشی،  بابا تموم دنیا دارن از گشنگی می میرن چرا اینقد آخه تو اروپا و امریکا مردم دارن ریاضت اقتصادی می کشن یه خورده شو بفرست این ور تا مام همچین یه خورده حالشو ببریم خوب.... خوابگرد فداتون(هر وقت مرغ خوردین یه خورده شو برای اروپایی ها پست کنید)

جمعه، مهر ۱

هیهات از آرمانهای انقلاب

از اینکه مدتی است اینجا مانند صاحب اش خواب مانده شرمنده ام؛ اما مشکل از آلات و ادوات هجمه ی فرهنگی است که شما در اختیار دارید و من خواب اش را هم نمی بینم، لیکن دوباره به روز می کنیم تا حد مقدورات مان....

محمود احمدی نژاد یک هفته پیش: کوهنوردان(سابقا جاسوسان) آمریکایی عن قریب آزاد می شوند.(نقل به مضمون!!)
محمود احمدی نژاد بعد از یک هفته پیش: ما می توانیم در بعضی جهات با امریکا همکاری کنیم.(نقل به مضمون!!)

قوه قضاییه: کوهنوردان سابقا جاسوس را با قید وثیقه آزادکردیم.

محمود احمدی نژاد در سخنرانی سازمان ملل: همه تون اخی هستین، ما خوبیم، شما زر می زنین و ما ذرت پرت می کنیم(برداشت آزاد از خوابگرد)

نتیجه:
سی و خورده ای ساله تا می گیم میم؛ می گن شما غلط می کنین می گین باید با امریکا مذاکره کنیم، می گیم بابا ما که نمی خواستیم بگیم مذاکره، می گن شما معاند با نظام اسلامی و محارب با خدایین، تا می خوایم بگیم بابا ما، می گن زر نزن بشین سر جات مزدور وطن فروش خارجی پرست جاسوس!! مگه نمی دونین ما شهید دادیم، ما جانباز داریم، خانواده ی شهدا داریم، پس آرمانهای امام و شهدا چی می شه و از این حرفا...
حالا فکر نکنم دیگه توضیح اضافه ای بخواد، امروزم که محمود خان اعلام کردن می تونیم تحت شرایطی دست از غنی سازی برداریم(بازم نقل به مضمون) و با یانکی ها پشت میز مذاکره بشینیم، حالا دیگه حتی پرتقال فروش هم پیدا شده یکی بگه این وسط چیز دیگه ای مونده بخوایم بریم پیدا کنیم؟ نمونده؟ پس چرا معطلیم بابا ؟؟ایران رو گه برداشته ! اون از اختلاس و این حرفا!! این از  هدر مندی یارانه ها و اینم از سرعت لود شدن رایانه ها و خلاصه ما خدایی از عربای پاپتی هم کمتریم که اگه نبودیم .....باقی ش با خودتون.
القصه امیدوارم بتونم دوباره اینجا رو باز کنم و بنویسم، دوس ندارم جای دیگه بنویسم چون از سرویس دهنده فیلتر می کنن و ره ته تو...
خوابگرد فداتون